پاییز نزدیک است


و من رو به ابرهای باران زا مهاجرت می کنم


اینجا جایی برای دل واژه های پر بغض نیست


من اما زاده ی شاعرانه ترین اندوه تنهایی آدمیم


وقت تنگ است ، باید بروم


جاده های بی مقصد صدایم میزنند



تاريخ : جمعه بیست و هشتم شهریور 1393 | 13:33 | نویسنده : نرگس |
تاريخ : جمعه بیست و هشتم شهریور 1393 | 13:28 | نویسنده : نرگس |

گاهی گمان نمی کنی ولی می شود ,گاهی نمیشود که نمیشود.

گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است ,گاهی نگفته قرعه به نام تو میشود .

گاهی گدای گدای گدایی و بخت نیست ,گاهی تمام شهر گدای تو میشود .



تاريخ : جمعه بیست و هشتم شهریور 1393 | 13:21 | نویسنده : نرگس |

آخرش هر کس خیابانی دارد

 

کوچه ای…

 

کافی شاپی..

 

و شاید عطری…

 

که بعد از سالها… خاطراتش گلویش را چنگ میزند!

 



تاريخ : جمعه بیست و هشتم شهریور 1393 | 13:11 | نویسنده : نرگس |
خدایا انشالله از این به یه تغییر تو زندگیم ایجاد بشه

فرداهای خوبی در انتظارم باشه

و هدفمو پیدا کنممممممممممممممم

به امید روزای خوش و با هدف



تاريخ : یکشنبه بیست و سوم شهریور 1393 | 23:30 | نویسنده : نرگس |


 ﻣﯿﺪﺍﻧﯽ؟

ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ ﺍﺯ ﺁﻧﺠﺎ ﺷﺮﻭﻉ ﺷﺪ ﮐﻪ ﮔﻔﺘﯿﻢ ﻣﺎ ﻣﻨﻄﻘﯽ ﻫﺴﺘﯿﻢ

ﯾﮑﯽ ﻣﺎﻥ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﻣﻨﻄﻘﯽ ﯾﻌﻨﯽ ﭼﯽ؟

ﺁﻥ ﯾﮑﯽ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ ﯾﻌﻨﯽ ﻫﺮ ﺑﻼﯾﯽ ﺳﺮﺕ ﺁﻣﺪ،

ﺻﺪﺍﯾﺖ ﺩﺭ ﻧﯿﺎﯾﺪ...

ﺍﯾﻦ ﺷﺪ ﮐﻪ ﯾﺎﺭﻣﺎﻥ ﺑﺪ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺻﺪﺍیمان ﺩﺭ ﻧﯿﺎﻣﺪ...

ﻋﺰﯾﺰﻣﺎﻥ ﻣﺮﺩ ﻭ ﺻﺪﺍیمان ﺩﺭ ﻧﯿﺎﻣﺪ...

ﻋﺸﻖ ﻣﺎﻥ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺻﺪﺍیمان ﺩﺭ ﻧﯿﺎﻣﺪ...

ﺗﻮﯼ ﺧﺎﻧﻪ ، ﺳﺮ ﺧﺎﮎ ، ﻭﺳﻂ ﺳﺎﻟﻦ ﻓﺮﻭﺩﮔﺎﻩ 

ﺑﺠﺎﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﮔِﻞ بر ﺳﺮﻣﺎﻥ ﺑﮕﯿﺮﯾﻢ ﻭ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﭼﻨﮓ

ﺑﺰﻧﯿﻢ ﻭ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺑﮑﺸﯿﻢ ﻭ ﺷﯿﺸﻪ ﺑﺸﮑﻨﯿﻢ ﺗﺎ

ﻧﺸﮑﻨﺪ...

ﻧﺮﻭﺩ...

ﺑﻤﺎﻧﺪ...

ﻫﯽ ﻣﻨﻄﻘﯽ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﮐﺮﺩﯾﻢ . ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﯾﻢ

ﻭ ﺑﻐﺾ ﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﻗﻮﺭﺕ ﺩﺍﺩﯾﻢ ﻭ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺯﺩﯾﻢ .

ﻣﺜﻞ ﺍﺣﻤﻖ ﻫﺎ ﺩﺳﺖ ﺗﮑﺎﻥ ﺩﺍﺩﯾﻢ ﻭ ﮔﺬﺍﺷﺘﯿﻢ ﺭﻓﺘﻨﯽ ﻫﺎ ﺑﺮﻭﻧﺪ

ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻪ ، ﺍﺯ ﺩﻧﯿﺎ ، ﺍﺯ ﺩﺳﺖ...



تاريخ : یکشنبه بیست و سوم شهریور 1393 | 23:23 | نویسنده : نرگس |
خداوندا    ارامشی عطافرما تاقبول کنم انچه را که نمی توانم تغییر دهم شهامتی که تغییر دهم انچه را که می توانم  ودانشی که تفاوت این دورابدانم



تاريخ : چهارشنبه نوزدهم شهریور 1393 | 18:35 | نویسنده : نرگس |

دوستان خوب همانند گلهای قالیند نه انتظارباران  دارند. نه دلهره ی چیده شدن. دایمی اند و ماندگار



تاريخ : چهارشنبه نوزدهم شهریور 1393 | 18:28 | نویسنده : نرگس |
حواستون باشه وقتی یکی دوستون داره فکر نکنید وظیفشه

و این روال همیشگیشه به این فکر کنید که یهو خسته بشه

 

و دیگه حوصله یک طرفه بودنه دوست داشتن رو نداشته باشه آدما یه

 

جایی که خسته می شن یهو بی صدا میرن بعد شما میمونید

 

یک عالم غرور کاذب و حسرت فرصتهایی که میتونست در 

 

کنارش به شادی و خاطره ساخته بشه تا با جنگ و دعوا و 

 

بهانه ها الکی و مغرور شدن به اینکه هر کاری بکنم طرف 

 

رفتنی نیست بگذره یادتون باشه هرکسی میتونه بهتون بگه 

 

دوست دارم اما اونی که واقعی از ته قلب بگه و بارها بهتون

 

ثابت کرده باشه که دوستون داره خیلی کمیابه به همین 

 

راحتی آدمهایی که واقعا دوستتون دارن رو از دست ندید چون

 

حسرتی که در آینده خواهید خورد خیلی سخته......



تاريخ : سه شنبه هجدهم شهریور 1393 | 0:1 | نویسنده : نرگس |
خدا کنه هیچوقت "هست" های کسی نشه "بود"



تاريخ : یکشنبه شانزدهم شهریور 1393 | 16:9 | نویسنده : نرگس |
گوسفندی بر جنازه گرگی میگریست ...

و می گفت :

 

حالا با این همه زندگی چه کنم ؟؟



تاريخ : یکشنبه شانزدهم شهریور 1393 | 16:8 | نویسنده : نرگس |
ااگه این زندگیم باشه.. اگه این سهمم از دنیاست...

 

               من از مردن هراسم نیست

 

یه حسی دارم این روزا.. که گاهی با خودم میگم...

 

شاید مـُردم حواسم نیست!!

 



تاريخ : شنبه پانزدهم شهریور 1393 | 15:29 | نویسنده : نرگس |
مرگ یک بار رخ نمی‌دهد! 

 

زیرا همه‌ی ما هر روز چند بار می‌میریم. 

 

هر بار که با آرزوهاَ، علایق و پیوندهای خود وداع می‌کنــیم،

 

می‌میریم...!



تاريخ : جمعه چهاردهم شهریور 1393 | 11:12 | نویسنده : نرگس |
خدایا::::

به هیچکس اونقدر درد نده که

 

آرامش خودشو تو

 

مرگ ببینه



تاريخ : پنجشنبه سیزدهم شهریور 1393 | 16:40 | نویسنده : نرگس |
زندگی یک ارزوی دور نیست

زندگی یک جستجوی کور نیست

زیستن در پیله پروانه نیست

زندگی کن زندگی افسانه نیست



تاريخ : پنجشنبه سیزدهم شهریور 1393 | 16:20 | نویسنده : نرگس |
اینجا جایی ست که پشت دوستت دارم ها نوشته شده:

ساخت چین!!!



تاريخ : سه شنبه یازدهم شهریور 1393 | 23:45 | نویسنده : نرگس |
 

دلتنگی یعنی:

روبروی دریا ایستاده باشی اما...

خاطره ی یه خیابون خفه ات کنه!!



تاريخ : سه شنبه یازدهم شهریور 1393 | 23:40 | نویسنده : نرگس |
دهان بازکنی قلاب ها به صلابه ات می کشند

 هی ماهی جان !دریا را فراموش کن،

روزی حسرت همین رودخانه به دلت می ماند



تاريخ : سه شنبه یازدهم شهریور 1393 | 23:38 | نویسنده : نرگس |
بیا باز هم خودمان را به نفهمی  بزنیم!

 

گاهی بفهمی، نفهمی…

 

نفهمی، اوج فهم است!



تاريخ : سه شنبه یازدهم شهریور 1393 | 23:31 | نویسنده : نرگس |
 

دلم برای باران تنگ شده است دلم برای صدای قطره هایش تنگ شده است

دلم تنگ است برای پرسه در زیر باران .بارانی که به من آموخت رسم زندگی را

دلم تنگ است برای صدای غرش آسمان برای ابرهای سیاه سرگردان

در آن روزها بارانی بود برای قدم زدن در زیر آن و خالی کردن دل های پر از غم

مدتی است که دیگر نه بارانی است و نه ابری این روزها تنها یک قلب است که پر از درد دل است

نمی داند درد دلش را به چه کسی بگوید پس ای باران ببار که درد دلم را به تو بگویم

بگذار من نیز مانند تو و همراه با تو ببارم ببار تا خالی شوم



تاريخ : یکشنبه نهم شهریور 1393 | 15:4 | نویسنده : نرگس |
 

اندوه که از حد بگذرد جایش را می‌دهد به یک بی‌‌اعتنایی مزمن !

دیگر مهم نیست.. بودن یا نبودن ؛

دوست داشتن یا نـداشتن ...

آنچه اهمیت دارد کشداری رخوتناک حسی است... که دیگر تـو را به واکنش نمی‌کشاند!

در آن لحظه فقط در سکوت غـرق می شوی

و نگاه می‌کنی و نگاه و نـگــــــــــاه....



تاريخ : یکشنبه نهم شهریور 1393 | 14:50 | نویسنده : نرگس |
سعی کن آنقدرکامل باشی که بزرگترین تنبیه تو برای دیگران  

                                گرفتن خودت از آنها باشد  



تاريخ : یکشنبه نهم شهریور 1393 | 14:13 | نویسنده : نرگس |

به کوتاهی ان لحظه های شادی که گذشت غصه ها هم میگذرند



تاريخ : جمعه هفتم شهریور 1393 | 18:2 | نویسنده : نرگس |
تقصیر من که نیست !

 

این بغض های سمج عادتشان شده است که مدام سر از کار دلم دربیاورند



تاريخ : جمعه هفتم شهریور 1393 | 17:56 | نویسنده : نرگس |
سلام

دلم میخواد یه تحول توی زندگیم ایجاد کنم.. ولی نمتونم چه طوری و از کجا

تمام برنامه امسال واسه ارشد تمام شد دانشگاه که قبول نشدم دانشگاه ازادم دورشو خط کشیدم

میخوام سعی کنم درس بخونم ولی نمیدونم از کی

باید همتمو یکم زیاد کنم

کاش خدا هم یکم کمکم کنه از این بلاتکلیفی بیام بیرون

حس هیچیووووووووووووووووو ندارم



تاريخ : پنجشنبه ششم شهریور 1393 | 22:42 | نویسنده : نرگس |

خدایــــــــــــــا ….

آنقدر حالم بد است

که هیچ مرهمی آرامم نمی کند !

مرا در آغوش خود بگیر

دلم آرامشِ خدایی می خواهد … !!!



تاريخ : پنجشنبه ششم شهریور 1393 | 11:51 | نویسنده : نرگس |
ما در لایه های زمانی؛

لحظه های دوست داشتن را

جا گذاشتیم

و این حلقه ی زمانی

بدون این لحظه ها

رهایمان نمی کند!



تاريخ : چهارشنبه پنجم شهریور 1393 | 11:23 | نویسنده : نرگس |
این همه غربت تلخ این همه تنهایی این همه دلتنگی این همه فاصله تا رویاها این همه غم ز کجاست ؟؟؟ من امیدم به خداست … من امیدم به همین ذره نور اینجاست من امیدم به همین خلوت سرد به همین یاد نگاه به همین دغدغه ها به همین رویاهاست من امیدم به خداست



تاريخ : چهارشنبه پنجم شهریور 1393 | 11:18 | نویسنده : نرگس |
گآهی دِلــَت نــِمیخوآهــَد . . .؛

دیــروز رآ بِه یآد بــیآوَری . . .؛

اَنگــیزه ای بــَرایِ فــَردآ هـَم نــَدآری . . .!!!
...
وَ حآل هــَم کِه . . .؛

گآهی فــَقــَط دِلــَت میخوآهــَد . . .؛

زآنوهایــَت را تــَنگ دَر آغوش بــِگیری . . .؛

وَ گوشــِه ای اَز گوشــِه تــَرین گوشـِه ای کِه می شــِنآسی . . .؛

بــِنـِشینی وَ فــَقــَط نــِگآه کــُنی . . .!!!

گآهی دِلگــیری . . . ؛
شآیــَد اَز خودَت .

 



تاريخ : سه شنبه چهارم شهریور 1393 | 12:13 | نویسنده : نرگس |
.

چه روز مضخرفي شده امروز...

خيلي حس مضخرفي دارم...

خيلي احساس خستگي ميكنم...

دوست دارم يه روز بخوابم بيدار شم ببينم همه چي عوض شده...

همه چيز زندگيم تازه شده...

ببينم چندسال آخر زندگيم همش خواب بوده...

هيچ انگيزه اي...

هدفي...

آرزويي...

دلخوشي...

هيچي ندارم...!

اين روزا يجوري شده زندگيم...

تا شب فقط ساعتو ميشمارم كه زودتر بخوابم...

صبحم بيدار ميشم دوباره فقط ساعتو ميشمارم كه شب شه...

دوست دارم فقط روزا زودتر جلو بره...

بااينكه ميدونم آخرش به هيچي نميرسم...

فقط دوست دارم زودتر تموم شه...

كاش ميشد دوستي و احساسم مثل نرم افزار آپديت كرد...

كاش ميشد هرروز يه ورژن جديد از زندگي بياد...

كاش ميشد هرروز يه زندگي جديد داشت...

دلم يه تغيير حسابي ميخواد...

يه تغيير بزرگــــــــــــــــ...!



تاريخ : دوشنبه سوم شهریور 1393 | 10:39 | نویسنده : نرگس |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.