مهم نیست که چند بهار زندگی میکنیم ، مهم اینه که بهاری زندگی کنیم . .



تاريخ : شنبه سوم آبان 1393 | 21:25 | نویسنده : نرگس |

دلم هوس یک دوست قدیمی کرده بود ...

 

یک رفیقِ شش دانگ

 

یک آرامِ دل...

 

کسی که امتحانش را در رفاقت پس داده

 

و دیگر محک زدن و زیر و رو کردنی در کار نباشد

 

رفیقی که من نگویم و او بشنود…

 

بخندم و حجــم بغضم را در خنده ام ببیند…

 

رفیقی که بگویمش برو ، اما بماند

 

که نرود ،

 

 که بداند ماندنش آرامم می کند...

 

.........

 



تاريخ : جمعه بیست و پنجم مهر 1393 | 13:9 | نویسنده : نرگس |
 

 مهم نیست که چند سالت هست...

هر از گاهی با خواهرت شوخی کن ، بغلش کن...

حامی برادرت باش...

سعی کن هواشُ داشته باشی...

مامانتو اونقدر بخندون تا از خنده نتونه حرف بزنه...

بشین کنار بابات ، بگو برات از تجربه هاش بگه...

درد و دلاشُ گوش کن...

دوستت اگه تنهاس

اگه غم داره تو دلش ، هواشُ داشته باش...

باور کن  خیلی تلخه اگه کسی فکر کنه که برای دیگرون مهم نیست...



تاريخ : جمعه بیست و پنجم مهر 1393 | 13:2 | نویسنده : نرگس |
قایقی خواهم ساخت خواهم انداخت به اب و دور خواهم شد از این خاک قریب

این جمله ای هست که یکی از عزیزانم که از دستش دادام در اولین صفحه دفتر خاطرات جدیدش نوشته

بقیه صفحات سفید............

روحش شاد و یادش گرامی

 



تاريخ : جمعه هجدهم مهر 1393 | 19:45 | نویسنده : نرگس |

بغض یعنی:

صدای اذان

خونه سوت و کور

خاطره های پر هیاهو و سفره های خالی از حضور عزیزانت

بعضی چیزها فقط یکبار تکرار میشن،قدرشو بدونیم!



تاريخ : جمعه هجدهم مهر 1393 | 19:24 | نویسنده : نرگس |

بغض یعنی

صدای اذان

خونه سوت و کور

خاطره های پر هیاهو و سفره های خالی از جضور عزیزانت

بعضی چیزها فقط یکبار تکرار میشن،قدرشو بدونیم!



تاريخ : جمعه هجدهم مهر 1393 | 19:9 | نویسنده : نرگس |
به خاطر کندن گل سرخ ارّه آورده‌اید؟
چرا ارّه؟

فقط به گل سرخ بگویید: تو، هی تو!
خودش می‌افتد و می‌میرد!



تاريخ : جمعه هجدهم مهر 1393 | 19:3 | نویسنده : نرگس |
پر از غصه ام

خیلی

خدا از این قصه ها به کسی نده



تاريخ : پنجشنبه هفدهم مهر 1393 | 14:8 | نویسنده : نرگس |
دلم برای شور وشوقهای کودکانه تنگ شده
 
دلم برای سادگی ونشاط  صادقانه تنگ شده
 
دلم برای روزهای بی اینترنت و بدون گوشی و
 
دنیای مجازی تنگ شده
 
دلم برای کودکی ام تنگ شده


تاريخ : جمعه یازدهم مهر 1393 | 19:55 | نویسنده : نرگس |

زندگیست دیگر!

همیشه که همه رنگ‌هایش جور نیست،

همه سازهایش کوک نیست!

باید یاد گرفت با هر سازش رقصید،

حتی با ناکوک ترین ناکوکش...

اصلا رنگ و رقص و ساز و کوکش را فراموش کن!

حواست باشد به این روزهایی که دیگر برنمی گردد...

به فرصت هایی که مثل باد می آیند و می روند و همیشگی نیستند،

به این سالها که به سرعت برق می گذرند....



تاريخ : جمعه یازدهم مهر 1393 | 19:51 | نویسنده : نرگس |

گریه شاید زبان ضعف باشد ، شاید کودکانه  ، شاید بی غرور ، اما هر وقت گونه هایم خیس می شود می فهمم نه ضعیفم ، نه کودکم ، بلکه پر از احساسم . . .



تاريخ : سه شنبه هشتم مهر 1393 | 22:13 | نویسنده : نرگس |
.
:::مرگ من:::
مرگ من روزی فرا خواهد رسید
در بهاری روشن از امواج نور
در زمستانی غبارآلود و دور
یا خزانی خالی از فریاد و شور
….
مرگ من روزی فرا خواهد رسید
روزی از این تلخ و شیرین روزها
روز پوچی همچو روزان دگر
سایه‌ای ز امروزها‌، دیروزها
….
دیدگانم همچو دالان‌های تار
گونه‌هایم همچو مرمرهای سرد
ناگهان خوابی مرا خواهد ربود
من تهی خواهم شد از فریاد درد
….
می خزند آرام روی دفترم
دست‌هایم فارغ از افسون شعر
یاد می‌آرم که در دستان من
روزگاری شعله می زد خون شعر
….
خاک می خواند مرا هر دم به خویش
می رسند از ره که در خاکم نهند
آه شاید عاشقانم نیمه شب
گل به روی گور غمناکم نهند
….
بعد من ناگه به یک‌سو می روند
پرده‌های تیرهٔ دنیای من
چشم‌های ناشناسی می خزند
روی کاغذها و دفترهای من
….
در اتاق کوچکم پا می نهد
بعد من، با یاد من بیگانه‌ای
در بر آیینه می‌ماند به جای
تار مویی، نقش دستی، شانه‌ای
….
می‌رهم از خویش و می‌مانم ز خویش
هر چه بر جا مانده ویران می‌شود
روح من چون بادبان قایقی
در افقها دور و پنهان می‌شود
….
می‌شتابند از پی هم بی‌شکیب
روزها و هفته‌ها و ماه‌ها
چشم تو در انتظار نامه‌ای
خیره می‌ماند به چشم راه‌ها
….
لیک دیگر پیکر سرد مرا
می‌فشارد خاکِ دامنگیر خاک
بی‌تو دور از ضربه‌های قلب تو
قلب من می‌پوسد آنجا زیر خاک
….
بعدها نام مرا باران و باد
نرم می‌شویند از رخسار سنگ
گور من گمنام می‌ماند به راه
.......................



تاريخ : سه شنبه هشتم مهر 1393 | 22:3 | نویسنده : نرگس |
صف اشباهاتمان ناشی از این است که
وقتی باید فکر کنیم، احساس می کنیم
و وقتی که باید احساس کنیم، فکر می کنیم



تاريخ : یکشنبه ششم مهر 1393 | 14:2 | نویسنده : نرگس |

مــی خــواهــم کمــی بــروم

آن ســوی دنیــا!

آنجــا کــه آسمــان،

پنجــره بیشتــر دارد

و خــدا هــم،

دیــدی بهتــر…



تاريخ : یکشنبه ششم مهر 1393 | 13:54 | نویسنده : نرگس |
هر قلبى دردى دارد،
فقط نحوه ابراز آن فرق دارد.
بعضى ها آن را در چشمانشان پنهان مى كنند،
و بعضى ها در لبخندشان!!!



تاريخ : یکشنبه ششم مهر 1393 | 13:42 | نویسنده : نرگس |

آشنایی یک اتفاق است.جدایی یک قانون؛
دل به اتــــفاق نبند

کـــــه قانون اجرا می شود... !



تاريخ : یکشنبه ششم مهر 1393 | 13:33 | نویسنده : نرگس |
چه آسان تماشاگر سبقت ثانیه‌هاییم؛
و به عبورشان می‌خندیم!
چه آسان لحظه‌ها را به کام هم تلخ می‌کنیم ؛
و چه ارزان می‌فروشیم لذت با هم بودن را!
چه زود دیر می‌شود
و نمی‌دانیم که؛ فردا می‌آید
شاید ما نباشیم....

 



تاريخ : یکشنبه ششم مهر 1393 | 13:18 | نویسنده : نرگس |
هر روز بیشتر به این واقعیت میرسم که زندگی رو نمیتوان تحمل کرد مگر دیوانگی چاشنی آن باشد



تاريخ : جمعه چهارم مهر 1393 | 21:53 | نویسنده : نرگس |
اَگــــَر میدآنی دَر دُنیـآ کــَسی هست که بـآ دیدَنــَش…
رَنگ رُخســآرَت تغیـــیر میکنــَد،
و صــِدای قــَلبـَت اَبرویــَت رابه تــآراج میبــَرد،
مــهـم نیــست که او مـآل تــو بــآشــَد…
مــهــِم این است که فـــَقــَط بــــآشـَد،
زِندگی کــُند،
لــِذَت ببرَد…
و نــَفــَس بـــکشـد



تاريخ : چهارشنبه دوم مهر 1393 | 11:51 | نویسنده : نرگس |
خـــوشبختی يعنـــي :

واسه كسي كه برات مــهمه ،

مهم بــــاشی !

همــین !



تاريخ : چهارشنبه دوم مهر 1393 | 11:44 | نویسنده : نرگس |
پاییز نزدیک است


و من رو به ابرهای باران زا مهاجرت می کنم


اینجا جایی برای دل واژه های پر بغض نیست


من اما زاده ی شاعرانه ترین اندوه تنهایی آدمیم


وقت تنگ است ، باید بروم


جاده های بی مقصد صدایم میزنند



تاريخ : جمعه بیست و هشتم شهریور 1393 | 13:33 | نویسنده : نرگس |
تاريخ : جمعه بیست و هشتم شهریور 1393 | 13:28 | نویسنده : نرگس |

گاهی گمان نمی کنی ولی می شود ,گاهی نمیشود که نمیشود.

گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است ,گاهی نگفته قرعه به نام تو میشود .

گاهی گدای گدای گدایی و بخت نیست ,گاهی تمام شهر گدای تو میشود .



تاريخ : جمعه بیست و هشتم شهریور 1393 | 13:21 | نویسنده : نرگس |

آخرش هر کس خیابانی دارد

 

کوچه ای…

 

کافی شاپی..

 

و شاید عطری…

 

که بعد از سالها… خاطراتش گلویش را چنگ میزند!

 



تاريخ : جمعه بیست و هشتم شهریور 1393 | 13:11 | نویسنده : نرگس |
خدایا انشالله از این به یه تغییر تو زندگیم ایجاد بشه

فرداهای خوبی در انتظارم باشه

و هدفمو پیدا کنممممممممممممممم

به امید روزای خوش و با هدف



تاريخ : یکشنبه بیست و سوم شهریور 1393 | 23:30 | نویسنده : نرگس |


 ﻣﯿﺪﺍﻧﯽ؟

ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ ﺍﺯ ﺁﻧﺠﺎ ﺷﺮﻭﻉ ﺷﺪ ﮐﻪ ﮔﻔﺘﯿﻢ ﻣﺎ ﻣﻨﻄﻘﯽ ﻫﺴﺘﯿﻢ

ﯾﮑﯽ ﻣﺎﻥ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﻣﻨﻄﻘﯽ ﯾﻌﻨﯽ ﭼﯽ؟

ﺁﻥ ﯾﮑﯽ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ ﯾﻌﻨﯽ ﻫﺮ ﺑﻼﯾﯽ ﺳﺮﺕ ﺁﻣﺪ،

ﺻﺪﺍﯾﺖ ﺩﺭ ﻧﯿﺎﯾﺪ...

ﺍﯾﻦ ﺷﺪ ﮐﻪ ﯾﺎﺭﻣﺎﻥ ﺑﺪ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺻﺪﺍیمان ﺩﺭ ﻧﯿﺎﻣﺪ...

ﻋﺰﯾﺰﻣﺎﻥ ﻣﺮﺩ ﻭ ﺻﺪﺍیمان ﺩﺭ ﻧﯿﺎﻣﺪ...

ﻋﺸﻖ ﻣﺎﻥ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺻﺪﺍیمان ﺩﺭ ﻧﯿﺎﻣﺪ...

ﺗﻮﯼ ﺧﺎﻧﻪ ، ﺳﺮ ﺧﺎﮎ ، ﻭﺳﻂ ﺳﺎﻟﻦ ﻓﺮﻭﺩﮔﺎﻩ 

ﺑﺠﺎﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﮔِﻞ بر ﺳﺮﻣﺎﻥ ﺑﮕﯿﺮﯾﻢ ﻭ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﭼﻨﮓ

ﺑﺰﻧﯿﻢ ﻭ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺑﮑﺸﯿﻢ ﻭ ﺷﯿﺸﻪ ﺑﺸﮑﻨﯿﻢ ﺗﺎ

ﻧﺸﮑﻨﺪ...

ﻧﺮﻭﺩ...

ﺑﻤﺎﻧﺪ...

ﻫﯽ ﻣﻨﻄﻘﯽ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﮐﺮﺩﯾﻢ . ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﯾﻢ

ﻭ ﺑﻐﺾ ﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﻗﻮﺭﺕ ﺩﺍﺩﯾﻢ ﻭ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺯﺩﯾﻢ .

ﻣﺜﻞ ﺍﺣﻤﻖ ﻫﺎ ﺩﺳﺖ ﺗﮑﺎﻥ ﺩﺍﺩﯾﻢ ﻭ ﮔﺬﺍﺷﺘﯿﻢ ﺭﻓﺘﻨﯽ ﻫﺎ ﺑﺮﻭﻧﺪ

ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻪ ، ﺍﺯ ﺩﻧﯿﺎ ، ﺍﺯ ﺩﺳﺖ...



تاريخ : یکشنبه بیست و سوم شهریور 1393 | 23:23 | نویسنده : نرگس |
خداوندا    ارامشی عطافرما تاقبول کنم انچه را که نمی توانم تغییر دهم شهامتی که تغییر دهم انچه را که می توانم  ودانشی که تفاوت این دورابدانم



تاريخ : چهارشنبه نوزدهم شهریور 1393 | 18:35 | نویسنده : نرگس |

دوستان خوب همانند گلهای قالیند نه انتظارباران  دارند. نه دلهره ی چیده شدن. دایمی اند و ماندگار



تاريخ : چهارشنبه نوزدهم شهریور 1393 | 18:28 | نویسنده : نرگس |
حواستون باشه وقتی یکی دوستون داره فکر نکنید وظیفشه

و این روال همیشگیشه به این فکر کنید که یهو خسته بشه

 

و دیگه حوصله یک طرفه بودنه دوست داشتن رو نداشته باشه آدما یه

 

جایی که خسته می شن یهو بی صدا میرن بعد شما میمونید

 

یک عالم غرور کاذب و حسرت فرصتهایی که میتونست در 

 

کنارش به شادی و خاطره ساخته بشه تا با جنگ و دعوا و 

 

بهانه ها الکی و مغرور شدن به اینکه هر کاری بکنم طرف 

 

رفتنی نیست بگذره یادتون باشه هرکسی میتونه بهتون بگه 

 

دوست دارم اما اونی که واقعی از ته قلب بگه و بارها بهتون

 

ثابت کرده باشه که دوستون داره خیلی کمیابه به همین 

 

راحتی آدمهایی که واقعا دوستتون دارن رو از دست ندید چون

 

حسرتی که در آینده خواهید خورد خیلی سخته......



تاريخ : سه شنبه هجدهم شهریور 1393 | 0:1 | نویسنده : نرگس |
خدا کنه هیچوقت "هست" های کسی نشه "بود"



تاريخ : یکشنبه شانزدهم شهریور 1393 | 16:9 | نویسنده : نرگس |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.