X
تبلیغات
کلبه تنهایی من

کلبه تنهایی من

تصمیمات بزرگت را با قلبت بگیر و تصمیمات کوچکت را با عقلت .

+ تاریخ جمعه پانزدهم فروردین 1393 ساعت 10:12 نویسنده نرگس |

زنده باد آن کس که گاهی یادی از ما میکند / ازخجالت ما غریبان را غرق دریا میکند

حال ما میپرسد و ازمهربانی های خود / این دل رنجور ما را عطر گلها میکند

+ تاریخ جمعه پانزدهم فروردین 1393 ساعت 10:4 نویسنده نرگس |

تو را ميبينم خدايا !! راهي نميبينم ! آينده پنهان است ... اما مهم نيست ! همين كافيست كه تو راه را مي بيني و من تو را ...
+ تاریخ جمعه پانزدهم فروردین 1393 ساعت 10:0 نویسنده نرگس |

یادها فراموش نخواهند شد ، حتی به اجبار

و دوستی ها ماندنی هستند ، حتی با سکوت .

+ تاریخ جمعه هشتم فروردین 1393 ساعت 14:0 نویسنده نرگس |

خداوندا به مذهبی ها بفهمان که مذهب اگر پیش از مرگ به کار نیاید

پس از مرگ به هیچ کار نخواهد آمد

"دکتر علی شریعتی"

+ تاریخ جمعه هشتم فروردین 1393 ساعت 13:59 نویسنده نرگس |

انسان مجموعه ای از آنچه که دارد نیست ؛

بلکه انسان مجموعه ای است از آنچه که هنوز ندارد، اما می تواند داشته باشد . . .

+ تاریخ جمعه هشتم فروردین 1393 ساعت 13:58 نویسنده نرگس |

تنها دو روز در سال هست که نمیتونی هیچ کاری بکنی‌!

یکی‌ دیروز و یکی‌ فردا . . .

+ تاریخ جمعه هشتم فروردین 1393 ساعت 13:57 نویسنده نرگس |

همیشه لازم نیست چهره ای زیبا داشته باشی یا صدایی دلنشین همین که قلبت زیبا باشد قلبت زیبا ببیند، کافیست داشتن قلبی زیبا تا اندازه ای خاص هست که بتوانی خیلی ها را مجذوب خود کنی
+ تاریخ جمعه هشتم فروردین 1393 ساعت 13:53 نویسنده نرگس |

براي تمــــــام رنـج هايـي كه مي بري صــبــــر كن

صبـــــــــــر اوج احترام به حکمت های خداست...

+ تاریخ جمعه هشتم فروردین 1393 ساعت 13:52 نویسنده نرگس |

برایتان رویاهایی آرزو میکنم تمام نشدنی

و آرزوهایی پرشور

که از میانشان چندتایی برآورده شود...

برایتان آرزو میکنم که دوست داشته باشید

آنچه را که باید دوست بدارید

و فراموش کنید

آنچه را که باید فراموش کنید...

برایتان شوق آرزو میکنم..

آرامش آرزو میکنم...

+ تاریخ جمعه هشتم فروردین 1393 ساعت 13:51 نویسنده نرگس |

نوروز این رفاقت را نگاهبانی می کند که باور کنیم قلبهامان جای حضور دوستانمان هستند.
+ تاریخ شنبه دوم فروردین 1393 ساعت 11:47 نویسنده نرگس |

با خوبی ها و بدی ها، هرآنچه که بود؛ برگی دیگر از دفتر روزگار ورق خورد،

برگ دیگری از درخت زمان بر زمین افتاد، سالی دیگر گذشت روزهایتان بهاری و بهارتان جاودانه باد

+ تاریخ سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1392 ساعت 11:7 نویسنده نرگس |

انتـــــظار ... 

شش حرف و چهار نقطه ! کلمه کوتاهیه . 

اما معنیش رو شاید سالها طول بکشه تا بفهمی ! 

تو این کلمه کوچیک ده ها کلمه وجود داره که تجربه کردن هر کدومش دل شیر می خواد! 

تنهایی ، چشم براه بودن ، غم ؛ غصه ، نا امیدی ، شکنجه روحی ،دلتنگی ، صبوری ، اشک بیصدا ؛ هق هق شبونه ؛ افسردگی ، بی خبری و دلواپسی و .... ! 


برای هر کدوم از این کلمات چند حرفی که خیلی راحت به زبون میاد 

و خیلی راحت روی کاغذ نوشته میشه باید زجر و سختی هایی رو تحمل کرد 

تا معانی شون رو فهمید و درست درک شون کرد !!!

+ تاریخ چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1392 ساعت 18:43 نویسنده نرگس |

گونه هایت خیس است ؟ 
باز با این رفیق نابابت ، نامش چه بود ؟ هان ! باران … 
باز با “باران” قدم زدی ؟ 
هزار بار گفتم باران رفیق خوبی نیست برای تنهایی ها 
همدم خوبی نیست برای درد ها 
فقط دلتنگی هایت را خیس و خیس و خیس تر میکند …

+ تاریخ چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1392 ساعت 18:41 نویسنده نرگس |

خودت باش!

به اعتماد هیچ شانه ای اشک نریز...

به اعتبار هر اشکی هم شانه نباش...

آدمی به خودی خود نمی افتد...

اگر بیفتد، از همان سمتی می افتد که تکیه کرده است..

+ تاریخ دوشنبه نوزدهم اسفند 1392 ساعت 10:6 نویسنده نرگس |

به نام بهترین کسی که دارم
به نام اونکه عشق بچگیمه
به نام اولین اسمی که گفتم

به نام مادری که زندگیمه

هر کس عاشق مادرشه یه جمله درباره مادر بنویسه

+ تاریخ یکشنبه هجدهم اسفند 1392 ساعت 19:24 نویسنده نرگس |

وقتی کوچک بودیم
اردکهای شمعی میخریدیم
و توی حوض خانه
که کاشیهای ابی داشت
و فواره های نیمه باز
رها میکردیم
انها شبیه جوجه اردک زشت
داستان هانس کریستین بودند
هیچ کس انها را نمی گرفت
حتی ماهی های قرمز حوض
به انها نزدیک نمی شدند
حوض ها را خراب کردند
و جوجه اردک زشت را فراموش
+ تاریخ یکشنبه هجدهم اسفند 1392 ساعت 19:22 نویسنده نرگس |

کاش یکی یاد آدم ها می داد..!

که رسوا شدن از همرنگ جماعت شدن بهتر است..

حداقلش دیگر همه جا پر نبود از آدم های که خودشان نیستند

+ تاریخ یکشنبه هجدهم اسفند 1392 ساعت 19:19 نویسنده نرگس |

من مینویسم..!

از جای که طبیب مریضش را به اندازه پولش درمان میکند..

از ادم هایش که خدا خدا میگویند ولی خدا در دلهایشان

کشک است کشک.

از احترامی که میزانش را مدل ماشین تعیین میکند

از نگاه های هرزه ای که چادر هیچ کفن را هم می درند

از.....

+ تاریخ یکشنبه هجدهم اسفند 1392 ساعت 19:18 نویسنده نرگس |

چه سکوتیست انگار هیچکس در دنیا نیست

و شاید....!

من در دنیای هیچکس نیستم...

+ تاریخ یکشنبه هجدهم اسفند 1392 ساعت 19:12 نویسنده نرگس |

ادم ها باید یه تــــــــــــــــــــو داشته باشه

که هروقت از همه چی خسته وناامید بود بهش بگه

مهـم اینه که تـــــــو هستی

+ تاریخ شنبه هفدهم اسفند 1392 ساعت 11:59 نویسنده نرگس |

فرق است بین دوست داشتن و داشتن دوست،

دوست داشتن امری لحظه ایی است،

اما داشتن دوست استمرار لحظه های دوست داشتن است

+ تاریخ شنبه هفدهم اسفند 1392 ساعت 11:56 نویسنده نرگس |

این روزها چقدر یادمان میرود زندگی کنیم

+ تاریخ چهارشنبه چهاردهم اسفند 1392 ساعت 15:26 نویسنده نرگس |

زندگی میکنم ...

حتی اگر بهترین هایم را از دست بدهم!

چون این زندگی کردن است که بهترین های دیگر را برایم میسازد

بگذار هر چه از دست میرود برود؛

من آن را میخواهم که به التماس آلوده نباشد،

+ تاریخ سه شنبه سیزدهم اسفند 1392 ساعت 11:39 نویسنده نرگس |

جزایــــــــــی بالــــاتر از ایـــــن نیســــت که

به چیــــزی که قسمــــت تو نیســـت دل ببنــــــدی.

+ تاریخ سه شنبه سیزدهم اسفند 1392 ساعت 11:38 نویسنده نرگس |

هر کس ارزویی داره بنویسه انشاااله تو سال جدید براورده شه


+ تاریخ سه شنبه سیزدهم اسفند 1392 ساعت 9:34 نویسنده نرگس |

بين هزاران"ديروز" و ميليونها "فردا" ؛
فقط يك "امروز" وجود دارد !
"امروز" را از دست نده ... !!!


+ تاریخ دوشنبه دوازدهم اسفند 1392 ساعت 12:26 نویسنده نرگس |

دنیا آنقدر جذابیت های رنگارنگ دارد که تا آخر عمر هم بدوی ..
چیزهای جدیدی هست که هنوز میتوانی حسرتشان را بخوری ...
پس یک جاهایی در زندگی ترمز دستیت را بکش ، بایست و زندگی کن .

+ تاریخ دوشنبه دوازدهم اسفند 1392 ساعت 12:25 نویسنده نرگس |

بعضی از آدمها پر از مفهوم هستند
پر از حس های خوبند
پر از حرفهای نگفته اند
چه هستند، هستند
و چه نیستند، هستند
یادشان
خاطرشان
حس های خوبشان
آدمها
بعضی هایشان
سکوتشان هم پر از حرف هست
پر از مرحم به هر زخم است .

+ تاریخ دوشنبه دوازدهم اسفند 1392 ساعت 12:24 نویسنده نرگس |


آنجا که چشمان مشتاقی برای انسانی اشک میریزد زندگی به رنج کشیدنش می ارزد!

+ تاریخ یکشنبه یازدهم اسفند 1392 ساعت 19:46 نویسنده نرگس |